فقط ۴ سال فرصت داری؛ بعد از آن، قولنامهات برای گرفتن سند تقریباً هیچ ارزشی ندارد!
خیلی ها، سالهاست در آپارتمانی زندگی میکنند که فقط با یک قولنامه خریدهاند.
وقتی میپرسم: «برای ثبت رسمی چه کردهاید؟» جواب معمولی است: هیچ.
مشکل اینجاست که «هیچ» در کنار قانون جدید، یعنی از دست دادن فرصت قانونی.
۱. ماده ۱۰ و مهلت ۲+۲ ساله
مطابق مقررات مربوط به ثبت اسناد عادی (ماده ۱۰):
برای اینکه قولنامهات در مسیر تبدیل به سند رسمی قرار بگیرد،یک پنجره زمانی ۴ ساله وجود دارد:
۲ سال اول برای ثبت اطلاعات در سامانه مربوط،
۲ سال بعدی برای پیگیری و تکمیل فرآیند.
اگر این پنجره بسته شود و اقدامی نکرده باشی:
دادگاهها دیگر روی قولنامهات مثل گذشته برای اثبات مالکیت حساب باز نمیکنند؛
در عمل، سندت بیشتر رنگ یک تعهد مالی بین دو نفر پیدا میکند، نه سند مالکیتِ آپارتمان.
۲. چرا «تعیین تکلیف» باید همزمان شروع شود؟
در بسیاری از پروندهها:
فروشنده یا سازنده در دسترس نیست،
ملک مشکلات ثبتی یا شهرداری دارد،
یا چند قولنامه پشت سر هم تنظیم شده است.
در این شرایط، صرف ثبت قولنامه در سامانه، کافی نیست؛
باید پرونده تعیین تکلیف مالکیت هم به جریان بیفتد تا:
وضعیت تصرف و پرداختهای شما بررسی شود،
رابطه حقوقی شما با ملک تثبیت شود،
راه برای ثبت رسمی و صدور سند باز شود.
بدون این مرحله، ممکن است بعد از ۴ سال،
نه تنها سند نداشته باشید،
بلکه در مقام قانون، اصلاً مالک شناخته نشوید.
۳. ترکیب «تعیین تکلیف» با «الزام»؛ راه نجات عملی
مسیر منطقی برای نجات قولنامه، معمولاً این است که:
با تعیین تکلیف وضعیت مالکیت و سابقه تصرف خود را روشن کنید؛
سپس با قانون الزام،فروشنده یا مالک رسمی را مجبور به ثبت معامله و انتقال سند کنید.
این ترکیب، اگر درست و در زمان مناسب اجرا شود،
هنوز میتواند قولنامهی در معرض سوختن را
به یک سند رسمیِ قابل دفاع تبدیل کند.
💢اگر:
آپارتمان را با قولنامه خریدهای،
هنوز سند رسمی نگرفتهای،
و نمیدانی در سال چندم از این ۴ سال هستی،
این وضعیت را شوخی نگیر.
برای بررسی حقوقیِ دقیقِ قولنامه و انتخاب استراتژی مناسب
(تعیین تکلیف + الزام و سایر ابزارهای قانونی)،
میتوانی برای من پیام بفرستی و
جزئیات را مورد به مورد بررسی کنیم.
در حقوق، گذشت زمان همیشه به نفع تو نیست؛
گاهی فقط دارد فرصتت را میسوزاند.

